"شاه مردان"، "شاه جهان مغول"، آیت الله خمینی و هزاره ها
نویسنده: جعفررضائی
هزاره ها چه وقت به دین مبین اسلام(؟!) مشرف شدند، معلوم نیست. بعضی ها اینگونه استناد می کنند، که در زمان خلافت حضرت علی، حاکم خراسان هزاره ها را به اسلام دعوت نموده، و به همین خاطر هزاره ها شیعه و دوستدار علی هستند. اغلب مورخان و مستشرقین غربی ادعا می کنند که هزاره ها در دوران صفوی ها دین اسلام را پذیرفته اند. تحقیقات جدید تاریخی نشان می دهد که هزاره ها روزگار درازی را در افغانستان زیسته اند. مجسمه های موزیم لندن که مربوط عصر کوشانی ها میشود، دارای چهره های هزاره گی می باشند. اما در اینکه مغولها در گسترش هزاره ها نقش داشته اند و هزاره ها گروه نژادی مختلط ترک-مغول هستند تردیدی وجود ندارد. در افغانستانِ امروز کلمه "مغول" و "چنگیزخان" مترادف همدیگر بکار می روند و همیشه با حسی از نفرت و دشنام همراه است
خالد حسینی در رمان "گدی پران باز" تلاش نموده بود تا چنان وانمود نماید که در میان پشتونها یک جریان لیبرال و وجدانمند وجود دارد، که برخلاف طالبان طرفدار و دلسوز به هزاره هاست. احساس ندامت بار امیر نسبت به حسن و نجات سهراب پسر حسن توسط امیر در آخر رمان، وجود چنین جریانی را نوید می دهد. جریان که از نژاد پرستی سیستماتیک عبور نموده و از ظلم سده های اخیر در حق هزاره ها معذرت می خواهی می نماید. اما ظاهرا، چنین جریان وجود خارجی ندارد و خالد حسینی پیشتر از عصر و زمانش سخن گفته است. تبعیض علیه هزاره ها به شیوه سازمان یافته ادامه دارد، واگر پشتون نخبۀ را یافتید که، مثل سفید پوستهای وجدانمند امریکا در روزهای مبارزه مارتین لوترکینگ، برای پایان ستم علیه هزاره ها سینه سپر نموده بود، سلامی ازما هم به او برسانید. بهرحال، منظور این استکه مغولها تنها به چنگیزخان خلاصه نمیشوند و مترادف قرار دادن این دو کلمه نشانی از نادانی تاریخی و یا نژادپرستی بی شرمانه و عریان است. تاج محل یکی از عجایب هفتگانه جهان و نماد خارق العاده هنر و مهندسی است کو نویسنده وجدانمند افغانی که بگوید: تاج محل به دستور شاه جهان، یک امپراتور مغول، بناشده است. قوبلی خان مغول و بازماندگان او بیشتر ازسه صد سال برچین حکومت نمودند، از مغول های ایلخانیان ایران که بگذریم، اگر "بابر مغول" شهر کابل را آباد نمی نمود و گسترش نمی داد، ما امروز، هرگز این شهر بزرگ چهار میلیونی را در دامن "آسمایی" و "شیردروازه" نمی داشتیم. گذشته تر از همه اینها، امروز، مغول ها برخلاف "تازی ها محبوب ما، مردم آرام و تمدن دوست هستند ودیانت آنان تهدیدی برای بشریت نیست. در ضمن، اکثریت فنلاندی ها نیز ریشه مغولی دارند
با وجود آنکه هزاره ها امروز مردم به شدت محافظه کار ومذهبی هستند، و به دیانت جدیدشان (اسلام) پابندی نشان داده و چشم بسته به آن افتخار می کنند، اجداد مغولی آنان مردمان سکولار و با مدارا بوده اند. مورخان غربی از شهر کوچک که فرزند بزرگ چنگیزخان درساحل خزر بنا می نماید، و در آن دوزاده مذهب مختلف عبادتگاه داشته است، به نیکی و تعجب یاد می کنند. وباز شاه جهان مغول، حاکم هند، را می بینید که زبان اردو ( ترکیب از فارسی، سانسکریت، ترکی و..) را ایجاد می کند و بعدا، میخواهد مذهب مختلط و نوی را، با ترکیب اسلام، هنویسم، بودیسم و.. بسازد
برخلاف تاریخ سکولار مغولها، هزاره ها در اواخر دهه پنجاه میلادی آنقدر به متن خرافات دینی غرق شده اند، که شبها در "جاده میوند" و "سرک چنداول" جمع می شوند تا، در "آینه جیبی دو رویه" عکس آیت الله خمینی را در روی کره ماه ببینند. در سالهای که دیگران به اروپا و امریکا مهاجرت می کنند، عشق جنون آمیز "ملک امام زمان"، زیارت امام رضا، وخیال نشستن در پای منبر آیت الله خمینی، هزاران هزاره فقیر و دهاتی را به پشت مرزهای ایران می رساند. یکی از فرماندهان سپاه پاسداران می گوید که او صدها شیعه افغانی را دیده که به محظ عبور از مرز، برخاک ایران سجده نموده و اشک شادی ریخته اند. تحقیر و ستم که شیعیان هزاره در سه دهه گذشته در ایران متحمل شده اند، و خونی که هزاران هزاره شیعه در مرزهای ایران ریخته اند، نشان می دهد که "ملک امام زمان"بجای آنکه سرزمین موعود باشد جنگلی با اوباش های نژاد پرست و قلمرو حکومت قصابها است. جاییکه در آن افسون گران پیر در دریای نفت شنا می کنند و بسان مارهای خوش خط وخال، مومنان را چون کودکان، نزدیک فرا میخوانند وسپس مغز ها و آنگه دنیای شان را مسموم می کنند. اگر سرزمین فقه شیعه، ملک امام زمان و خانه صدها آیت الله و محب اهل البیت برای شیعیان هزاره چنین باشد، چه تضمینی وجود دارد که "ساقی حوض کوثر" در قیامت نیز بر ما تحقیر و ستم روا ندارد؟ اگر تاریخ اسلام را با چشمان باز بخوانیم رگه های شؤنیسم تازی را در آن روشنتر از آفتاب می بینیم
آیا شایسته نیست تا همچون "شاه جهان"_شاه آبادگر و زن باور_ نه چون "شاه مردان"_قوماندان زنباره و تاراجگر عرب، با خرد، مدارا و ارزشهای سکولار زندگی نمود؟
